تبليغاتX
منتظران مهدی
راه رسیدن به خدا کوتاه است .......... اللهم عجل لولیک الفرج .......... التماس دعا
 

این نرم افزار با زبان برنامه نویسی ویژوال بیسیک ۶ نوشته شده است و

 یکی از دوستان در اینترنت قرار داده اند

نرم افزاری با حجم ۱۱ کیلوبایت ولی با کارایی بالا می باشد

شامل پخش زنده :

( رادیو - شبکه های تلویزیونی - مکانهای شریفه)

 

دريافت نرم افزار . DownLoad .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 17:20  توسط مهدی  | 

ارتحال ملکوتی مرجع - عالم و عارف جلیل القدر حضرت آیت الله محمد تقی بهجت را به آقا بقیه الله اعظم - مقام رهبری و عموم مسلمین جهان به خصوص شیعیان جهان تسلیت و تعزیت عرض می نماییم

انالله و انا الیه راجعون

قال رسول الله صلی الله علیه و آله:

اذا مات العالم الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمة لایسدها شیء

وقتی عالمی فقیه، فوت كند در اسلام رخنه و حفره‎ای ایجاد می‎شود كه هیچ چیزی نمی‎تواند جای آن را پر کند

 خداوند روح والاي اين مرجع عاليقدر را در قرب خود به آسايش ابدي برساند انشاء الله


مرجع تقليد شيعيان آيت الله العظمي محمد تقي بهجت فومني به علت ایست قلبی دار فاني را وداع گفت.

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، نامدار، مدير روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي قم در گفت‌و‌گو با خبرنگار اجتماعي فارس، با اعلام اين مطلب افزود: عصر امروز پس از تماس خانواده آيت الله بهجت با اورژانس 115 قم، مأموران اورژانس بر بالين وي حاضر شدند و متوجه شدند كه وي به علت سكته قلبي هيچ علايم حياتي ندارد.
به گفته وي مأموران اورژانس تمام تلاش خود را براي بازگردان علايم حياتي وي انجام دادند و اقدامات احيا انجام شد اما نتيجه‌اي نداد، بلافاصله وي را به بيمارستان ولي عصر(عج) منتقل كردند كه در آن جا اقدامات احيا نتيجه نداد و در ساعت 14 و 30 دقيقه آيت الله العظمي بهجت به لقاء الله پيوست
 


 برخی بیانات و تصاویر آن بزرگ مرد وارسته و به خدا پیوسته در مطالب زیرین یافت می شود


 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 22:9  توسط مهدی  | 

1. سیره عبادی

ارتباط با خدا

از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده که فرمود:

« کسی که به خدای خود عارف تر شد، ترس او از خدا بیش تر خواهد بود. »

از فرازهای برجسته و درخور عنایت در سیره عملی آن عالم عارف، توجه فوق العاده ایشان به مسئله عبادت و نیایش در بارگاه باری تعالی بود.

آیت الله کوهستانی از عارفانی بود که از عمق جانش خدا را شناخته و باور کرده بود و در پرتو این خداباوری همواره به یاد خدا بود، به غیر او توجه نمی کرد و همیشه مشغول ذکر بود.
غفلت نداشت، اهل راز و نیاز و مناجات شبانه بود و با قرآن و دعا به ویژه صحیفه سجادیه انس فراوان داشت. بسیاری از دعاهای مفاتیح و اغلب ادعیه صحیفه را از حفظ داشت و روزها نزدیک غروب برخی از دعاهای صحیفه سجّادیه را زمزمه می کرد.
با زیارت های رسیده از ائمه معصومین علیهم السلام آشنایی داشت و به زیارت جامعه کبیره عشق می ورزید.

از داماد ایشان مرحوم شیخ محمد حسین  یوسفی نقل شده که :
مرحوم آقا جان کوهستانی زیارت جامعه را با صدای دلنشینی می خواند و بسیار می گریست.
از دوران نوجوانی به دعا و زیارت علاقه و توجه داشت.
خود می فرمود:

زمان کودکی و نوجوانی شب ها موقع خواب بعد از خواندن زیارت وارث دو رکعت نماز می خواندم بعد می خوابیدم.

...

بقیه مطالب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 11:24  توسط مهدی  | 

مولود مبارک

در یکی از روزهای سال 1308 قمری ( 1267 ه.ش ) در روستای کوهستان و در خانه علم و تقوا کودکی چشم به جهان گشود که سیمای ملکوتی اش آینده ای بس درخشان را نوید می داد.
 نامش را به نام پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم « محمد » نهادند تا به برکت نام آن حضرت، منشأ حرکت سازنده و حیات بخش در جامعه آینده گردد. 

پدر

پدرش عالم پارسا و فقیه وارسته آیت الله  محمد مهدی کوهستانی از عالمان برجسته و با فضل به شمار می آمد.
 طبق مدارک و اسناد موجود، اجداد ایشان در اصل از کاشان بوده اند که قریب به یک قرن و نیم قبل به مازندران هجرت کردند و نسب معظم له به « ملا محمد شریف کاشانی » که عالمی برجسته و فاضل بوده می رسد به این ترتیب:
 محمد مهدی فرزند محمد علی فرزند مهدی فرزند حاج محمد کاشی که وی نوه ملا محمد شریف بود.

...

بقیه مطالب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 11:16  توسط مهدی  | 

                   

...

بقیه تصاویر در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 10:52  توسط مهدی  | 


  
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 10:30  توسط مهدی  | 


استعینو بالصبر و الصلوه از نماز و صبر مدد بگیرید


 

امر به معروف و نهی از منکر

زمانی مرحوم آیت الله بافقی ، اجتماع عظیمی از مردم را در صحن حضرت معصومه علیها السلام گردآورد و با سیاست دولت رضاخانی و که امر به معروف و نهی از منکر را ممنوع کرده بود به مخالفت برخاست .
شیخ شهید در این اجتماع عظیم که مأمورین خشن از متفرق کردن و درگیری با آن عاجز مانده بودند طلاب و مردم را تشویق به اقامه این فریضه الهی فرموده و به دولت رضاخانی هشدار داد.
ايشان در این اجتماع با صدای بلند فریاد زد:
"اما فیکم رجل رشید": "آیا در میان شما جوانمردی یافت می شود."
و از مردم تقاضای مخالفت با این قانون شیطانی را کرد . که سر انجام دولت به اجبار قانون مزبور را لغو کرد.

جناب شیخ  به اجرای این فریضه مداومت می نمود تا آن که خانواده سلطنتی  در ماه رمضان 1346 قمری، مصادف با ایام تحویل سال نو شمسی 1306، به قم آمده و با  قصد ونيت قبلی در حرم مطهر حضرت معصومه علیه السلام، در غرفه بالای ایوان آیینه بدون حجاب به تماشای مردم مشغول شدند، تا دژ مستحکم اسلام و ولایت را بشکنند.

...

بقيه مطالب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 22:29  توسط مهدی  | 

 


ولادت و والدين

 نامش "محمد تقي" فرزند "حاج محمد باقر تاجر بافقي" و مادرش از سادات  بوده است. و در سال 1292 ه.ق در بافق يزد به دنيا آمد.


تحصيل
داستان زندگي و مجاهدات آن مرحوم را شاگرد با استقامت و وفادارش مرحوم آيت الله  شيخ محمد رازي صاحب كتاب‌  كرامات صالحين  و ... چنين بازگو مي‌فرمايد:
در طول هفده سالي كه در نجف اشرف مشغول به تحصيل و كسب كمالات بود، در تمام شب‌هاي پنجشنبه كه دروس تعطيل مي‌شد، به مسجد سهله مي‌رفت و شب را تا صبح درآنجا  بيتوته می کرد  و صبح از همان‌جا به سمت كربلاي معلي حركت مي‌كرد و فاصله 14 فرسخي ( 84 كيلومتري) آن را يك روزه، پياده مي‌پيمود و نزديك غروب وارد كربلا مي‌شد كه حتي اعراب بياباني و راه نوردان آن‌ها نيز كمتر مي‌توانند اين كار را بكنند

...

بقيه مطالب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 22:22  توسط مهدی  | 

 

تمثال عبد صالح خدا جناب شيخ رجبعلي خياط (نکوگويان) - ره

...

بقيه تصاوير در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 22:17  توسط مهدی  | 

                                            تمثال عبد صالح خدا جناب شيخ رجبعلي خياط (نکوگويان) - ره

تعبد

شيخ با اينكه خود اهل كشف و شهود بود می‌فرمود:
« در مكاشفات يقين نداشته باشيد و هيچ وقت بر مكاشفه تكيه نكنيد. هميشه بايد رفتار و گفتار امامان را الگو قرار دهيد. »
و می‌فرمود:
« مقدس‌ها همه كارشان خوب است، فقط « من » خود را بايد با ( خدا ) عوض كنند. »
و می‌فرمود: « اگر مؤمنين منیّت ( خودخواهی ) خود را كنار بگذارند به جايی می ‌رسند. »
 

تقليد
براساس مسلك تعبد، شيخ در احكام مقلد بود، و از آيت الله حجت - يكی از مراجع تقليد معاصر خود- تقليد می‌كرد، و در ارتباط با انتخاب اين شخصيت علمی ‌برای تقليد خود می‌فرمود:

 « به قم رفتم، مراجع تقليد را ديدم، از همه بی هواتر آقای حجت بود. »


جناب شيخ معتقد بود، كسانی كه در سير و سلوك از طريقه اهل بيت(ع) فاصله دارند، هر چند بر اثر رياضت از نظر قدرت روحی، به مقامات و توان‌هايی دست يابند، اما درهای معارف حقيقی بر آنان بسته است.
يكی از فرزندان شيخ نقل می‌كند كه: با پدرم به كوه « بی بی شهربانو» یکی از کوه های اطراف ری رفته بوديم، در بين راه اتفاقاً به شخصی از اهل رياضت برخورديم، وی ادعاهايی داشت، پدرم به او فرمود:

 « حاصل رياضت‌های تو بالاخره چيست؟ »

آن شخص با شنيدن اين سخن، خم شد و از روی زمين قطعه سنگی را برداشت و آن را تبديل به گلابی نمود و به پدرم تعارف كرد و گفت: بفرماييد ميل كنيد!
پدرم فرمود:
« خوب! اين كار را برای من كردی، بگو ببينم برای خدا چه داری؟ و چه كرده ای؟! »

مرتاض با شنيدن اين سخن به گريه افتاد ... .


مخالفت با رياضت غير شرعی
جناب شيخ معتقد بود اگر كسی حقيقتاً به احكام نورانی اسلام عمل كند، به همه كمالات و مقامات معنوی دست خواهد يافت. او با رياضت‌هايی كه برخلاف سنت و روش مذهب است، به شدت مخالف بود. يكی از ارادتمندان ايشان نقل كرده است: مدتی مشغول رياضت بودم و با كناره گيری از همسر علويه‌ام، در اتاقی جداگانه مشغول ذكر می‌شدم و همان جا می‌خوابيدم، پس از چهار پنج ماه، يكی از دوستان مشترك، مرا به ديدن جناب شيخ برد، پس از دق الباب، به محض اين كه شيخ مرا مشاهده كرد، بدون مقدمه گفت:

« می‌خواهی بگويم؟! »

من سرم را پايين انداختم، بعد شيخ متذكر شد كه:

« اين چه رفتاری است با همسرت كرده و او را ترك كرده‌ای؟ ... اين رياضت‌ها و اذكار را بزن گاراژ! يك جعبه شيرينی بگير و برو پيش عيالت، نماز را سر وقت بخوان با تعقيبات معموله. »

سپس شيخ به احاديثی كه تأكيد می‌كند اگر چهل روز كسی خالص عمل كند، چشمه‌های حكمت از دلش می جوشد اشاره كرد و فرمود:

« طبق اين احاديث، اگر كسی چهل روز به وظايف دينی خود عمل كند قطعاً روشنی خاصی پيدا می‌نمايد. »

آن شخص به توصيه شيخ رياضت را رها كرد و به زندگی معمولی خود بازگشت.
 

حساب خمس
دكتر حميد فرزام - يكی از شاگردان جناب شيخ - در توصيف تعبد ايشان می‌گويد: شيخ، شريعت و طريقت و حقيقت را با هم داشت، نه اين كه مانند درويش‌ها پشت پا به شريعت زند. اولين حرف ايشان به بنده اين بود كه:

« برو حساب خمست را بكن »

مرا فرستاد نزد مرحوم آيت الله آقا شيخ احمد آشتيانی - رحمه الله عليه - در « گذرقلی » و گفت: « بايد بروی خدمت ايشان » و چه مردی بود! آيت حق بود و من از او چه فيوضاتی كسب كردم! و چه چيزها ديدم!... رفتم خدمت ايشان و حساب كلبه محقری كه داشتم كردم.

...

بقيه مطالب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 22:10  توسط مهدی  | 

                                              تمثال عبد صالح خدا جناب شيخ رجبعلي خياط (نکوگويان) - ره

اساتید و شاگردان


جناب شيخ، هر چند از دانستنی‌های رسمی حوزه و دانشگاه بی‌بهره بود، ولی محضر برخی بزرگان علم و معرفت و معنويت را درك كرده بود. كسانی همچون مرحوم آيت الله محمدعلی شاه آبادی، استاد حضرت امام خمينی (ره)، مرحوم آيت الله ميرزا محمدتقی بافقی و مرحوم آيت الله ميرزا جمال اصفهانی سمت استادی وی را داشتند. همچنين جناب شيخ از درسهای دو عالم بزرگوار: آقا سيدعلی مفسر و سيدعلی غروی- مفسر و امام جماعت مسجدی در محله سلسبيل تهران- استفاده می‌كرد.
ايشان، در نتيجه همين تحصيلات غيررسمی، با قرآن كريم و احاديث اسلامی كاملاً آشنا شده ‌بود و در مجالسی كه بر پا می‌داشت، قرآن و احاديث وادعيه را ترجمه و تفسير می‌كرد و معانی لطيفی از آن‌ها ارائه می‌نمود، كه ديگران كمتر بدان توجه می‌كردند.

يكی از ارادتمندان جناب شيخ نقل می‌كند كه: ايشان میفرمود:

« من استاد نداشتم، ولی در جلسات مرحوم شيخ محمدتقی بافقی كه شب‌ها در صحن مطهر حضرت عبدالعظيم (ع) برگزار می‌شد و ايشان سخنرانی می‌كرد شركت می‌كردم، او اهل باطن بود. يك شب نگاهی به مجلس كرد و خطاب به من فرمود: تو به جايی می‌رسی. »


شیخ شاگردان زیادی داشت، که آنها عبارت بودند از تحصیلکردکان دانشگاه و افراد تاجر و کاسب و افراد دیگر، که اسامی تعدادی از آنان به شرح زیر است:

مرحوم دکتر عبدالعلی گویا ( دکترای فیزیک هسته ای از فرانسه )،
 جناب دکترعلی مدرسی ( دکترای فیزیک )،
 جناب آقای دکتر حمید فرزام ( دکترای ادبیات فارسی )،
 جناب مرحوم دکتر ابوالحسن شیخ ( پدرشیمی ایران )،
 دکترهوشنگ ثباتی،
 دکتر حاج حسن فرشچی ( مشهور به توکلی- دندانپزشک )،
 دکتر میر مطهری،
 مهندس فروغی زاده،
دکتر خوانساری،
 دکتر محمد محققی،
مرحوم شيخ عبدالكريم حامد،
 جناب آقای صنوبری،
جناب آقای شایسته،
جناب آقای حاج مهدی ابوالحسنی،
 جناب آقای رستمیان،
 جناب آقای پاچناری
وجناب سید حسن میرمالک.....

 ...

بقيه مطالب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 22:5  توسط مهدی  | 

                                 جناب شيخ حسنعلي اصفهاني - نخودکي - ره

خصوصیات اخلاقی

جناب شيخ بسيار مهربان، خوشرو، خوش اخلاق، متين و مؤدب بود. هميشه دو زانو می نشست، به پشتی تكيه نمی‌كرد، هميشه كمی ‌دور از پشتی می‌نشست. ممكن نبود با كسی دست بدهد و دستش را زودتر از او بكشد. خيلی آرامش داشت. هنگام صحبت اغلب خنده رو بود. به ندرت عصبانی می‌شد. عصبانيت او وقتی بود كه شيطان و نفس سراغ او می‌آمدند. در اين هنگام سراسر وجودش را خشم فرا می‌گرفت و از خانه بيرون میرفت و آن گاه كه خود را بر نفس چيره می‌يافت، آرام باز می گشت.
نكته مهمی كه در حسن خلق، مورد توجه شيخ بود و ديگران را نيز بدان توصيه می‌فرمود، اين بود كه انسان بايد برای خدا خوش اخلاق باشد و با مردم خوش رفتاری كند. در اين باره می‌فرمود:

« تواضع و حسن خلق، برای خدا، نه برای جلب مردم به سوی خود و رياكارانه.»

شيخ بسيار كم حرف بود، حركات و سكنات او به خوبی نشان می‌داد كه در حال فكر و ذكر و توجه به خداست. اول و آخر صحبتش خدا بود. نگاه به او، انسان را با خدا آشنا می‌كرد.

در جلسات دعا، بسيار گريه می‌كرد. هرگاه اشعار حافظ يا طاقديس خوانده می‌شد می‌گريست. در عين گريه، قادر بود تبسم كند و بخندد و يا مطلبی را نقل كند كه همه را از كسالت بيرون بياورد. نسبت به وجود مقدس اميرالمؤمنين(ع) بسيار عشق می‌ورزيد، مانند پروانه گرد شمع وجودش پر و بال می‌زد، هنگامی كه می‌نشست در هر چند نفس، يك بار ذكر:
 « يا علی ادركنی »
 را تكرار می‌كرد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 21:58  توسط مهدی  | 

                                          تمثال عبد صالح خدا جناب شيخ رجبعلي خياط (نکوگويان) - ره

ولادت

عبد صالح خدا « رجبعلی نكوگويان » مشهور به « جناب شيخ » و « شيخ رجبعلی خياط » در سال 1262 هجری شمسی، در شهر تهران ديده به جهان گشود. پدرش « مشهدی باقر » يك كارگر ساده بود. هنگامی كه رجبعلی دوازده ساله شد پدرش از دنيا رفت و رجبعلی را كه از خواهر و برادر تنی بی بهره بود، تنها گذاشت.
از دوران كودكی شيخ بيش از اين اطلاعاتی در دست نيست. اما او خود، از قول مادرش نقل می‌كند كه:

« موقعی كه تو را در شكم داشتم شبی [ پدرت غذايی را به خانه آورد] خواستم بخورم ديدم كه تو به جنب و جوش آمدی و با پا به شكمم می‌كوبی، احساس كردم كه از اين غذا نبايد بخورم، دست نگه داشتم و از پدرت پرسيدم....؟ پدرت گفت حقيقت اين است كه اين ها را بدون اجازه [از مغازه ای كه كار می‌كنم] آورده‌ام! من هم از آن غذا مصرف نكردم. »

اين حكايت نشان می‌دهد كه پدر شيخ ويژگی قابل ذكری نداشته است. از جناب شيخ نقل شده است كه:

« احسان و اطعام يك ولی خدا توسط پدرش موجب آن گرديده كه خداوند متعال او را از صلب اين پدر خارج سازد. »

شيخ پنج پسر و چهار دختر داشت، كه يكی از دخترانش در كودكی از دنيا رفت.

 ...
 
بقيه مطالب در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 21:53  توسط مهدی  | 

جناب شيخ حسنعلي اصفهاني - نخودکي - ره

پدر

شیخ حسنعلی اصفهانی(ره) فرزند علی اکبر فرزند رجبعلی مقدادی اصفهانی(ره)، در خانواده زهد و تقوی و پارسائی چشم به جهان گشود، پدر وی مرحوم ملاّ علی اکبر، مردی زاهد و پرهیزگار و معاشر اهل علم و تقوی و ملازم مردان حق و حقیقت بود و در عین حال از راه کسب، روزی خود و خانواده را تحصیل می کرد و آنچه عاید او می شد، نیمی را صرف خویش و خانواده می کرد و نیم دیگر را به سادات و ذراری حضرت زهرا علیها السلام اختصاص می داد.

در سال 1269 هجری قمری، دختری به وی عنایت شد که مادرش تا چهار ماه پس از وضع حمل حتی قطره ای شیر در سینه نداشت و آنچه دوا و دعا کردند، مؤثر نیفتاد. تا یکی از دوستان، او را به سوی مردی صاحب نفس به نام حاج محمد صادق تخته پولادی هدایت کرد.

...

بقيه مطالب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 21:26  توسط مهدی  | 

 

بنام خدا

زیارت ائمه(ع)

 

بسم الله الرحمن الرحیم
« زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه السلام اذن دخول می طلبید و می گویید:

« أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟ »
به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه السلام اذن دخول داده اند و وارد شوید.

اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما بوجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

...

بقيه مطالب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 18:39  توسط مهدی  | 

زندگی نامه

مرحوم کربلایی يادگار مادري به نام بتول بود که در خوي مردانگي و دليري، شهرت زيادي داشت. شايد يکي از وجوه رشد فرزند، در اين سلوک پر از مرارت و ملامت، همان مادر رشيد و نترس تهراني بود، که توانست رمز عاشق بودن و حيدري زيستن را با شيره جانش، در کام اين بچه بچشاند.

پدرش علي اصغر نام داشت؛ و از کاسب هاي قديمي تهران بود. کل احمد آقا، هميشه براي وي طلب مغفرت مي کرد و ديگر هيچ نمي گفت.

 کل احمد آقا، در اصل بزرگ شده محله پاچنار، حوالي ميدان اعدام بود؛ و رسم و راه زندگي را در همان کوچه و پس کوچه هاي تهران قديم آموخت.

کودکی و نوجوانی

...

بقيه مطالب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 18:36  توسط مهدی  | 

                   

ياد خدا
قرآن
اهل بيت(ع)
والدين
مراقبه و خودسازي
از خود بطلب هر آنچه خواهي!
کشف حقايق
دنيا
آخرت
منزل پرخطر سلوک!
اثر اعمال بر هستي
اثر سوء عصبانيت
اثر غذا
اثر گناه غيبت
درس اخلاق
زيارت اهل قبور
دعاي سحر
فلسفه
مطالعه کتاب شريف بحارالانوار
تأليف و نويسندگي
مکاتبه يک جوان با علامه





ياد خدا
يکي از فضلاي معاصر که چند سالي در محضر علامه درس خوانده مي گويد:
« يک وقت عازم زيارت بيت الله الحرام بودم، براي عرض سلام و خداحافظي خدمت علامه رفتم و گفتم نصيحتي بفرماييد که به کارم بيايد و توشه راهم باشد. اين آيه مبارکه را قرائت فرمودند:
« فاذکروني اذکرکم:
به ياد من باشيد تا من به ياد شما باشم. بقره/152 »

علامه مي افزايد:


...

بقيه مطالب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 18:31  توسط مهدی  | 

 

آدماي موفق براي ابعاد مختلف زندگيشون برنامه دارند! تو درس، درآمد، روابط اجتماعي و ...
روشنه که برنامه ريزي بدون تحقيق و بررسي نمي شه. ولي اگر در يکي از ابعاد دانش کافي نداشته باشيم چي؟
مثل چي؟
مثلا «اصلاح نفس»
خب يک حديث خوشگل داريم که ميگه: «هر کس رابطه بين خود و خدايش را اصلاح کند، خداوند رابطه بين او و مردم را اصلاح مي کند».
خب اين اصلاح نفس چي هست؟

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

...

بقيه مطلب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 18:27  توسط مهدی  | 

 

جهانگیرخان قشقائی - قسمت اول

 

حکیم جهانگیر خان قشقایی

تولد
جهانگیر خان قشقایی در سال 1243 هـ . ق. در خانواده‌ای تحصیل کرده به دنیا آمد. پدرش محمد خان نام داشت و از ایل قشقایی، طایفة دره شوری، تیره جانبازلو و از ساکنان «وردشت» سمیرم[1] و مادرش اهل «دهاقان»، از شهرهای تابع سمیرم بود.
تحصیل
جهانگیرخان از هنگام تولد، در کنار مادرش می‌زیست و در اوایل کودکی خود از کوچ کردن با ایل، ممنوع بود.
شوق بسیاری به تحصیل داشت. چندی که از عمرش گذشت و بزرگ شد، با ایل در کوچ کردن ییلاق و به حوزة علمیه
همای شیرازی در ابتدای ورودش به اصفهان می‌نگارد:
«در برخوردی که بین همای شیرازی (پدربزرگ جلال الدین همایی که نام کامل او رضا قلی و متخلص به همای شیرازی بود) با حکیم قشقایی پیش می‌آید. حکیم قشقایی از مرحوم همای شیرازی نشانی تارساز را جویا می‌شود. ایشان ضمن راهنمایی وی به سوی تارساز، در اثنا سؤال و جواب متوجه می‌شود که (این مرد میان سال) آیتی از هوش و درایت و ذکاوت است.
...

بقيه مطالب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 18:22  توسط مهدی  | 

 

بسم الله الرحمن الرحيم  

 

الحمدلله الذي هدانا لهذا و ما کنا لنهتدي لولا ان هدانا الله .الصلاه و السلام علي اشرف الخلايق و افضل الانبياء و المرسلين محمد و اله الطاهرين سيما اميرالمومنين علي بن ابيطالب و لا سيما بقيه الله الاعظم حجه بن الحسن المهدي ارواحنا لتراب مقدمه الفدا و لعنه الله علي اعدائهم اعداء الله الي يوم لقاء الله

 

بنا به در خواست  عده ای از خواهران و برادران عزیز و علاقه مندان بعضی از خاطرات معظم له را به رشته تحریر درآورده و در اختیار عزیران قرار می دهیم :

...

بقيه مطلب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 18:15  توسط مهدی  | 

 

حضرت امام خمينى (قدس)

«آقاى مصباح ذوشهادتين است.»[1]

 

حضرت آيت الله‌العظمی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی

«بنده نزديك به چهل سال است كه جناب آقاي مصباح را می‌شناسم و به ايشان به عنوان يك فقيه، فيلسوف، متفكر و صاحب‌نظر در مسائل اساسي اسلام ارادت قلبي دارم. اگر خداوند متعال به نسل كنوني ما اين توفيق را نداد كه از شخصيت‌هايي مانند علامه طباطبايي و شهيد مطهري استفاده كند، اما به لطف خدا، اين شخصيت عزيز و عظيم‌القدر، خلأ آن عزيزان را در زمان ما پر مي‌كند... اين هجوم‌هاي تبليغاتي كه به شخصيت‌هاي برجسته و انسان‌هاي والا و بااخلاق برجسته وارد مي‌كنند، نشان‌دهنده اهداف و نيات دشمن است. يك نفر مثل جناب آقاي مصباح كه حقيقتا اين شخصيت عزيز، جزو شخصيت‌هايي است كه همه دلسوزان اسلام و معارف اسلامي از اعماق دل بايستي قدردان و سپاسگزار اين مرد عزيز باشند، مورد هجوم تبليغاتي قرار مي‌گيرند! حرف رسا و نافذ، منطق قوي و مستحكم هر جايي كه باشد، آن جا را دشمن زود تشخيص مي‌دهد، چون حسابگر است. دشمن آن جا را مي‌شناسد و به مقابله‌اش مي‌آيد. با مرحوم شهيد مطهري هم همين جور برخورد كردند.»[2]

«مجموعه‌اى از متفكران، علما، و سابقه‌دارها در امر دين ...عقبه تئوريك نظام هستند و آن را تشكيل مى‌دهند. ... الان ما در حوزه قم علمايى داريم‌، بزرگانى داريم، صاحب‌نظرانى داريم، انديشه‌پردازان يا تئوريسين‌ها و ايدئولوگ‌هايى داريم،... ما شخصيت علمىِ فكرىِ روشنفكرىِ برجسته‌اى مثل آقاى مصباح يزدى را در قم داريم...»[3]

«جناب آقاي مصباح كه حقيقتاً يكي از وجود‌هاي مبارك و مغتنم در دوره ما هستند؛ منبع فكر و انديشة بي‌غل و غش معارف اسلامي. ان‌شاء‌الله خداوند به ايشان و ديگر دست‌اندركاران توفيق ادامه اين خدمات بسيار با ارزش عنايت كند، و وسيله بهرمندي هر چه گسترده‌تر و عميق‌تر جوانان را از اين سرچشمه‌هاي معرفت فراهم كند.»[4]

 ...

بقيه مطالب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 18:12  توسط مهدی  | 

 

سعي کن آدم شوي!
روایتی از آیت الله بهاءالدینی
در سال هزار و سيصد و شصت، شخصي که در يکي از شهرهاي ايران عنوان داشت نزد آيت الله سيد رضا بهاء الديني ( ره) آمد و بعد از نماز مغرب و عشاء خدمت ايشان نشست.

او پس از احوال پرسي درخواست نصيحت و راهنمايي کرد.

...

بقيه مطالب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 18:6  توسط مهدی  | 

 
بسمه‌تعالي

الحمدلله وحده،‌ والصلاة علي سيد انبيائه و علي آله الطيبين و اللعن علي أعدائهم اجمعين.

جماعتي از مؤمنين و مؤمنات، طالب نصيحت هستند، بر اين مطالب، اشكالات وارد است، از آن جمله:

1. نصيحت در جزييات است، و موعظه اعم است از كليات و جزييات. ناشناس‌ها همديگر را نصيحت نمي‌كنند.

2. «من عمل بما علم، ورثه الله علم ما لم‌ يعلم»[1]

- «من عمل بما علم كفي ما لم يعلم»[2]

- «والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا»[3]

[به] آنچه مي‌دانيد عمل كنيد،‌ و آنچه نمي‌دانيد احتياط كنيد تا روشن شود و اگر روشن نشد بدانيد كه بعض معلومات را زير پا گذاشته‌ايد، طلب موعظه از غير عامل، محل اعتراض است، و قطعاً مواعظي را شنيده‌ايد و مي‌دانيد، عمل نكرديد وگرنه روشن بوديد.

...

بقيه مطالب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 18:3  توسط مهدی  | 

 

***. أَلسَّلامُ عَلَیکِ ایَّتُهَا الصِّدِّیقََةُ الشَّهِیدَة ***

شهادت بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشّریف و عاشقان و شیفتگان اهل بیت علیهم السلام تسلیت و تعزیت باد

***فاطمه معصومه سلام الله علیها از دختر امام صادق (ع) روایتی نقل می کند که سلسله سَنَدش به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها می رسد , که فرمود : حضرت رسول اکرم (ص) می فرماید : آگاه باشید! هر کس با محبت آل محمّد بمیرد شهید از دنیا رفته است

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:14  توسط مهدی  | 

به اعتقاد شیخ رجبعلی نکوگویان :

راه رسیدن به حقیقت توحید و آفت زدایی دل چهار مورد است :

 

حضور دائم (یعنی هر لحظه خود را در محضر حضرت حق ببینیم و او را یاد کنیم)

توسل به اهل بیت علیهم السلام 

گدایی شبها (یعنی شب زنده داری و راز و نیاز« مناجات » با خدا در دل شب تا صبح)

احسان به خلق

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

السلام علیک یا صاحب الامر

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:58  توسط مهدی  | 

با سلام به دوستان عزیز

چند روزیه که دارم فکر می کنم چی بنویسم که بیشتر بدر شما بخوره ولی هیچ چیزی به ذهنم نیومد مگر اینکه در مورد بیشتر شناختن خدا بنویسم

واقعا چه طور می شه عظمت خدا رو درک کرد 

خدا را شناخت مگر در وجود و موجودیت توحید مستغرق شد شاید بگین ما که خودمون این رو می دونیم ولی بزار تا بهت بگم واقعا می خوای ب خدا باشی اگه واقعا نیت اینه این مطلب رو بخون و گرنه برات سودی نداره مدتیه که مطالبی در مورد توصیه معصومین و اولیا خدا می خونم همه خدا شناسی در اینکه جز خدا نخوای واقعا چرا ، چرا غیر خدا بخوام مگه از غیر خدا چیزی دیدم هر وقت به آقام امام زمان فکر می کنم دلم به حال خودم می سوزه چرا باید از آقا دور باشم چرا نباید از آقا ماموریت بگیرم و وقتی به خودم و بزرگی خدا فکر میکنم میبینم خدا این همه به من ارج داده منو کمک می کنه ولی من جز ناسپاسی چیزی بلد نیستم با همه این حرفا دارم در این دوری از خدا میسوزم ولی ، ولی چه کنم خواست خدا در حال حاضر همینه اما من از لطف خدا مایوس نیستم « انگار آسمان هم بغضی تو گلوش بود آخه بی هوا بارون شدیدی برای چند لحظه گرفته و زود بند آمد » اگه واقعا دوست دارین از بعضی تجربیات دیگران استفاده کنید و ارتباطتون قوی تر بشه تو به جان امام زمان قسمت می دم از اون لحظه ای که این مطلب تمام می شه شروع کن

...

..

.

-  تمام نمازهات رو اول وقت بخوان... البته با جدیت دنبال آن باش

-  هیچ چیزی جز خدا نخواه

-  هیچ کدام از اعمالت رو برای غیر خدا انجام نده... واقعا بشین فکر کن مگه از غیر خدا و بی اراده خدا
چیزی بتو رسیده

-  با تمام وجود غرق در خداشناسی باش همه کارهات رو با نام او ، برای او و به عشق رسیدن به او 
انجام بده

-  در این راه شیطان بسیار سراغ تو می آید حواست جمع باشد لحظه ای از فکر خدا خارج نشوی وگرنه
نفس و شیطان دوباره سراغ تو می آیند و قلبت را تسخیر می کنند در این حالت از لطف خدا مایوس نشو دوباره توکل کن ، استغفار کن و یاد خدا کن می بینی به زمانی کوتاه چنان عاشق می شوی که فکرش هم نمی کردی بسیار برای دیگران دعا کن ، قرآن بخوان ، دعای توسل بخوان ، وقتی موقع دعا برای خودت رسید از خدا بخواه تو را لحظه ای به حال خودت رها مکند ، از خدا بخواه تو را برای خودش تعلیم ، تربیت و تکمیل نماید ، در دعاهایت بسیار گریه کن سجده ات را طولانی کن دست به دامان معصومین شو آنها را واسطه قرار بده از آن وجود های نازنین التماس کنان بخواه تا برای تو دعا کنند تا بیشتر با خدا آشنا شوی و هر لحظه با خدا باشی ولی با همه این حرف ها این را بدان بالاترین درجات ایمان زمانی حاصل می شود که خود را از هیچ کس بالاتر ندانی زیرا ایمان ده درجه دارد زمان از درجه خود مثلا درجه سوم به بالاتر می توانی بروی که کسی در درجه پایین تری از تو قرار دارد را کم نشمری بلکه تنها در ذهنت این باشد که دستش را بگیری و به آجایی که رسیده ای برسانی این طوری ایمان و تقوای بالاتری پیدا می کنی ، در ضمن از چند چیز دیگر غافل مباش که این راه به روشنایی هایی نیاز دارد که به غیر گزینه های زیر حاصل نمیشود 
 تواضع * 

خدمت به خلق خدا مخصوصا سادات *

 موادب بودن *

آرام و مهربان صحبت کردن با همه *

حضور دائم داشتن محضر حضرت حق *

توسل به ائمه اطهار علیهم السلام *

شب زنده داری و دعا موقع سحر *

.

..

...
 التماس دعا
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 14:29  توسط مهدی  | 

سلام دوستان

روزی روزگاری تو مشرق زمین یه بچه ای متولد شد

می خوام امروز قصه زندگی یه آدم تنها رو براتون بگم

یه آدمی که غصه خیلی داره خیلی...

 کسی که برای مردم خیلی گریه می کنه

اون قدری که چشماش کوچولو شده و پای چشماش کبود شده

کسی که دوست داره پیشرفت دیگران رو ببینه

کسی که برای همه مردم پیغامی داده

 

آیت الله دانشمند میگه عالمی در قم خدمت آقا مشرف شدند (۱۳ رمضان ۱۳۸۵)

میگه دیدم چشمای مهدی فاطمه کوچولو شده گفتم آقا چرا به این روز افتادید فرمودند از دست بچه شیعه هام اونا حی گناه می کنند و منو اذیت می کنند اونو حی گناه می کنند و من صبح تا شب باید براشون گریه کنم بگم خدایا این بنده رو به خاطر من ببحشش این گریه کنه اما حسینه این سیاه پوش مادرم زهراست به خاطر من ببحشش

ما بنده ها  که خودمون رو شیعه امام زمان میدونیم چرا گناه می کنیم که آقا برامون دعا کنه عذاب برامون نیاد

مایی که این قدر گناه کاریم چرا برای آقا مون گریه نکنیم چرا برای فرجش دعا نکنیم چرا با گریه ها مون طلب عفو نکنیم چرا با گریه هامون دل مهدی رو بدست نیاریم چرا به جایی نرسیم که با آقا همکاری داشته باشیم به جای اینکه به غمش بیفزاییم

نمیدونم چی کار می کنید یا خواهید کرد ولی دست به کار بشید برای رسیدن به آقا و همکاری داشتن با آقا دعا کنیم ترک کنیم گناهانمون رو استغفار کنیم تا مرحمی باشیم روی زخمای آقا نه نمک روی زخم بشیم

از دیدن نامحرم

از دیدن فیلم ها و تصاویر بد و نا مشروع

از گوش کردن موسیقی هایی که روان انسان رو از انسان شدن دور میکنه

از رفتن به جایی که انسان رو از خدا دور میکنه

از انجام عملی که انسان رو از خدا دور میکنه        پرهیز کنیم

شاید دل آقا رو به دست بیاریم  شاید آقا از دستمون راضی بشه

بیاین به اندازه یه چک سفید که اگه گم بشه شب خوابمون نمی بره

یا یه سند که گم بشه تمام خونرو زیر و رو می کنیم برای آقامون ارزش قائل بشیم و (منو امام زمان ببخش ولی مجبورم این مثال رو بزنم  منو ببخش) بیایم به اندازه یه مرغ یه بوقلمون که از خونه میره بیرون گم می شه تمام محل رو زیر و رو می کنیم از این میپرسیم از اون میپرسیم به اندازه یه مرغ دنبال آقامون بگردیم

آیا تا حالا این کارو کردین دنبال اقا گشتین

کی آدرس مهدی رو بلده اگه بلدین بگین

کی میدونه مهدی زهرا تو چه حاله

چرا ما به خودمون نمیایم  چرا نمی فهمیم داریم چی کار میکنیم

ولی بیاین برای یکبارم که شما به امام زمان بگیم ما دیگه نمی خوایم گناه کنیم تو دستمون رو بگیر ما رو از این منجلاب در بیار ما رو با رحمت خدا آشنا کن  چرا این کارو نمیکنیم

بیایم یه بار به آقا بگیم التماس دعا ما می خوایم عوض بشیم ما میخوایم همونی بشیم که تو دوست داری کی بهتر از مهدی اون که عشقش اینه که عاشقای خدا رو زیاد کنه

به خدا قسم اگه یه کلمه از این حرفا مال خودم باشه اینا حرفای آقامه

ولی اگه با مهدی همراه شدی لباساتو   قیافتو   رفتارتو   کردارتو  عملتو   امام زمانی تنظیم می کنی

دیگه چی از این بهتر

 

 

 

  

 

 

التماس دعا  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 17:53  توسط مهدی  | 

ديروز مطلب جالبي شنيدم يكي از علما مي فرمود: اگر انسان واقعا انسان شود در خانه او نرده باني از جنس نقره تا آسمان ساخته مي شود تا هرگاه خواست بالا رود پس مي بينيد انسان چه موجود ارج داده شده و پيچيده اي است كه اگر گناه نكند (انجام واجبات و ترك محرمات) به چه جاهايي مي رسد
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 9:5  توسط مهدی  | 

ماه مبارك رمضان داره تموم ميشه نكنه از دستش بدي خدا اين ماه رو ماه رحمت و بخشش ناميده پس اراده كن و بخشش بخواه اگر مشكلي داري هر چي كه هست از گناهاي بيشماره ريز و درشتته پس سعي كن خودت رو دريابي براي بخشش من گناه كار هم دعا كنيد
+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 23:19  توسط مهدی  | 

اين سه شب مقدس هم تموم شد نكنه تو خواب غفلت بودي - نكنه اين سه شب رفته و در تو اثري از بخشش ظاهر نشده - نكنه ديگران رو دعا نكرده باشي - نكنه اگه اختلافي بحثي مشاجره اي قهري و هزار يك مطلب ديگه در ميون بوده و تو رفعش نكرده باشي ... واي بر ما اگه اين سه شب رو بي درك رحمتش رد كرده باشيم بي خواص بخشش از دست داده باشيم براي اينكه اين طور خداي ناكرده نباشه دستتو بلند كن برا خودت دوستانت خانوادت من بنده حقير خدا مني كه سر تا اشتباهم دعايي كن خدا اجرتو بخشش گناهان خودت و خانوادت و هر كسي كه مي شناسي قرار بده يكي از ائمه اطهار ميفرمايد: بسيار دعا كنيد كه هر دعايي كه ميكنيد اگر براي خودتان باشد با مداومت و با صدا زدن خدا رحمن رحيم برايتان مستجاب ميشود و اگر دعايي در حق بنده ديگري كرديد باز هم در حق خودتان هم مستجاب ميشود ولي ناراحت نباشيد هنوز ماه رحمت و بخشش خدا اندكيش مونده اونو از دست نديد
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 11:21  توسط مهدی  |